ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

176

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

مىنمايد و آن را انجام مىدهد در اين صورت از آن فرض نفرت طبيعى به دو ملحق مىشود كه با آن نفرت به زشتى آن بخشش از بخشنده اش حكم مىكند و دوست دارد كه نبخشد تا مطابق طبيعتش باشد و پيوسته سرزنش به گوشش مىزند و او را به تجاوز كردن از اندازه اش كه لازم است در همان حدّ توقف كند و مانند آن نسبت مىدهد از امورى كه طبيعتش را متنفّر مىكند تا ديگر بار . چنان بخششى نكند و در آن زياده روى ننمايد و هر گاه آن را شناختى پس مىگوييم : مقصود از اين كلمه توضيح آن است كه صفت پست بخل مستلزم صفات پست زشت مىباشد و روشن شد كه جنس صفات پست چهارتاست ، نادانى ، آز ، ترس ، ستم ، و ما توضيح خواهيم داد كه اين چهار صفت پست لازمهء صفت پست بخل مىباشد و در جاى خودش موجود است ، امّا جهل كه مقصود ما از آن در اين جا جهل مركَّب است به اين دليل است كه بر تو معلوم شد شخص بخيل قصورش از خداوندش اين است كه او را به حالات و صفاتى متّصف مىكند كه سزاوار جود او نيست و به كمال وجود او ملحق نمىشود اين حالات عبارتند از تشبيه كردن او به مخلوقاتش كه از مال و ثروت بهره مىبرند و از نبودن آنها زيان ، اين عقيده اعتقادى خلاف واقع است و حقيقت جهل مركب همين است ، امّا طمع عبارت از چيره شدن حرص بر جمع كردن امور لذّت بخش براى بدن و فرو رفتن در آنهاست و بيرون شدن از آن به آنچه سزاوار نمىباشد . و پوشيده نماند كه لازمهء بخل چيره شدن حرص است در گرد آورى امور لذّت بخش مالى و فرو رفتن در آن و بيرون شدن به اندازه اى كه نهى شده است ، و پيش از اين دانستى كه حقيقت ترس ترسيدن از چيزى است كه شايستهء ترس نمىباشد . و پوشيده نماند كه شخص بخيل هميشه از درويشى مىترسد و از پديد آمدن رويدادها در مالش ترسان است بطورى كه نظير آن ترس به غير او نسبت داده نمىشود و آن ترس از چيزى است كه شايسته ترسيدن نمىباشد ، زيرا آنچه خود را از آن نگهدارى مىكند بى ترديد از امورى است كه موجود است و فاسد و هر كه بترسد از آنچه وجودش قطعى است و اميدوار باشد كه فاسد نشود محقّقا از چيزى ترسيده است كه ترس از آن روا نيست و آن عين جبن مىباشد ، امّا در مورد حقيقت ستم قبلا دانستى كه ستم رسيدن به مال زياد است از جايى كه شايسته نيست و بطورى كه سزاوار نمىباشد و لازمه اش فزون خواهى چيزى است كه براى خودش مفيد است و كم خواهى براى ديگرى است و پوشيده نماند كه آن حالت